رشیدپور صفرکیلومتر

برگرفته از خاطرات رضا رشید پور مجری برنامه صبح بخیر ایران :
سه ماه از ورود من به شبکه ی اول تلویزیون گذشته بود . هیجان و اشتیاق فراوانی داشتم . دو ساعت قبل از برنامه به ساختمان پخش می رفتم و دوساعت بعد از برنامه بیرون می آمدم . همزمان در رادیو هم بودم . یک برنامه ی دوساعته به نام جوان ایرانی را در شیکه ی رادیویی جوان اجرا می کردم . آنقدر کارم را دوست داشتم که به خاطرش فعالیتهای مهندسی ام را تعطیل کرده بودم . خیال می کردم که به همه ی آرزو هایم رسیده ام

ساعت نزدیک هفت بعد از ظهر بود . نفس زنان وارد ساختمان پخش شدم . مجری معروف اخبار را دیدم . بلافاصله سلام کردم . زیاد تحویلم نگرفت . حق داشت . من خیلی صفرکیلومتر بودم . پله ها را پایین رفتم . درست در پاگرد اول چهره ی محبوب برنامه های ورزشی آن روزها - بهرام شفیع - مقابلم بود . این بار با احتیاط سلام کردم . خیلی گرم جواب داد . دست من را فشرد و صورتم را بوسید

چند دقیقه ای با من حرف زد . این همه کتاب خوانده ام اما بزرگترین درس حرفه ای را از او به یادگار دارم . هنوز صدایش در گوشم می پیچد که گفت .... جوون یادت باشه که تلویزیون در شش ماه اول قیافه ت رو به مردم نشون می ده و در ماههای بعد شخصیتت رو ..... و این راز بزرگ چهره های محبوب تلویزیون است.