ماجرای عکس های فیس بوکی

 

ماجرای عکس های فیس بوکی

2551871 ماجرای عکس های فیس بوکی

فیس بوک (Facebook) همان شبکه اجتماعی معروف است که توانسته، نزدیک به یک میلیارد نفر از جمعیت جهان را به عضویت خود در آورد. آنچه مشخص است اینکه در میان این جمعیت عظیم، ایرانیان زیادی وجود دارند که در داخل و خارج از کشور، به استفاده از این شبکه برای برقراری ارتباط پرداخته اند.
به نظر می رسد که موسسان این سایت اهداف گسترده سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را از تاسیس آن دنبال می کردند و این مساله با گذشت زمان بیشتر مشخص شد واحتمالا در آینده نیز، لایه های پنهانی دیگری از این شبکه کشف خواهد شد.

هدف این نوشتار بررسی موارد اخلاقی و فرهنگی در شبکه فیس بوک می باشد و از این زاویه به این شبکه نگاه می کند.

اگرچه فعالیت این سایت در کشور ما غیر قانونی است و از همین روی برای مخاطبان اینترنتی قابل دسترسی نبوده و به اصطلاح “فیلتر ” است؛ اما باید پذیرفت که این سایت توانسته مخاطبان نسبتا زیادی را در ایران داشته باشد.

برای ذکر دلایل علاقه مندی ایرانیان به فیس بوک، مجالی مفصل لازم است اما به طور کلی می توان یکی از دلایل محبوبیت فیس بوک در جامعه ایرانی را، ایجاد فضایی آزاد برای ابراز وجود و ابراز نظر نام برد. در واقع در جامعه ما قوانین شرعی و قانونی مختلفی وجود دارد. مثلا رعایت حجاب در جامعه ما الزامی است که البته در حال حاضر شاید بهتر باشد که بگوئیم داشتن تکه پارچه ای بر روی سر با عنوان روسری و یا هر عنوان دیگری، الزامی است. به همین خاطر فضای شبکه ای اجتماعی برای آن دسته از زنان و دختران ایرانی که علاقه و اعتقادی به حجاب ندارند، به عرصه ای برای نمایش خویش تبدیل شده است. این موضوع به حدی پررنگ است که می توان انرا به عنوان انگیزه ای برای عضویت عده ای از دختران نام برد. عده دیگری هم هستند که علاقه دارند تا درباره هر رویداد و حادثه ای به طور آزادانه به ابراز عقاید و نظرات خود بپردازند و چون بروز هر نوع تفکر و عقیده ای ریشه در تفکرات اومانیستی دارد، این مساله هم در جامعه ما جایگاهی ندارد. البته بخش عمده ای از ابراز نظرات به مسائل سیاسی مربوط می شود که در این زمینه هم محدودیت های زیادی در جامعه وجود دارد و همین امر موجب می شود تا افراد نسبت به قرارگرفتن در فضای فیس بوک و ابراز نظرات خود، اقدام کنند که مقصود این نوشتار پرداختن به این مطلب نیست.

اما تمام ماجرا به “عکس نمایه ” ختم نمی شود! در قسمت “آلبوم عکس ها ” نیز بسیاری از کاربران فیس بوک با قرار دادن عکس های خصوصی و خانوادگی خود در انظار عمومی به حریم شکنی می پردازند

آنچه بیش از هر چیز در این مقاله مورد نظر است، به ابراز وجود و نمایش هایی مربوط می شود که دختران و پسران جوان در شبکه فیس بوک انجام می دهند. از آنجا که قصد داریم تا موضوع حیا و عفت را در این رابطه مطرح کنیم، دختران سهم بیشتری از بحث این نوشتار را به خود اختصاص می دهند. هر چند که موضوعی به نام “حیا” برای تمامی افراد ارزش است اما مسلما حفظ حیا و عفت از جانب زنان و دختران، جایگاه ویژه ای را در دین، آئین و سنت و فرهنگ ما دارد.

فیس بوک و نمایش عکس
اما یکی از امکانات مهمی که این سایت در اختیار کاربرانش قرار می دهد امکان ” انتخاب عکس ” و ” ایجاد یک ” آلبوم عکس ” برای نمایه خود می باشد. امکانی که موجب شد تا بسیاری از جوانان طوری رفتار کنند که گویا مهمترین دغدغه زندگی شان این است که عکس های جدیدتری داشته باشند و هر چند روز یک بار به تعویض عکس های خود بپردازند.

کافیست با نگاهی موشکافانه و از زاویه آسیب شناسی رفتاری، نگاهی به تصاویر افرادی بیندازید که دوستان و آشنایان خودتان در فیس بوک هستند. نقطه اشتراکی که در این زمینه دیده می شود این است که نحوه عکس گذاری افراد با گذر زمان، دچار تغییر و تحولاتی شده است، به گونه ای که برای عده بسیاری از دختران، این موضوع دیده می شود که به طور تدریجی در نحوه حجاب و پوشش آنها، تغییراتی به سمت کنار گذاری حجاب، ایجاد شده است. مثلا دخترانی که در دنیای واقعی ممکن است حجاب نسبتا مناسبی داشته باشند، در فضای فیس بوک از عکسی استفاده می کنند که مقداری از موهای آنها مشخص است. نکته جالب این است که آن دسته از دختران که اعتقاد چندانی به حجاب نداشته اند و عکس هایی با لباس های پوشیده قرار می دادند، به مرور زمان از عکس هایی استفاده کردند که آنها را با بدنی نیمه برهنه نشان می داد. برخی از این تصاویر با ژست های مضحک و بعضا سخیفی همراه است که حتی دیدن آنها احساس خوبی را ایجاد نمی کند و این در حالی است که صاحبان این عکس ها، دخترانی خانواده دار و اصیل هستند اما به نظر می رسد این فضای فیس بوک است که توانسته تا قبح و حرمت یکسری از مسائل را برای آنان، از بین ببرد. گویا برای بسیاری از اعضای فیس بوک این پازل طراحی شده که قدمی برای ترویج بی عفتی، بی بند و باری، بی غیرتی و بی حرمتی بردارند. ” و این بسیار تاسف بار و البته نگران کننده است.
حتما می دانید که پس از عضویت در این سایت، تمام مخاطبان و کاربران فعال در آن می توانند به راحتی به نمایه شما دسترسی پیدا کنند و این اجازه را سایت و البته “خود شما ” به کاربران دیگر داده اید که به راحتی شما را شناسایی کرده و در صورت لزوم به شما درخواست دوستی بدهند؛ اما نکته ای که واضح و مبرهن می باشد این است که پس از ورود به نمایه شخص دیگری اعم از دختر و پسر یا مرد و زن، شما عکس اصلی نمایه وی را مشاهده می کنید و تنها در بخش “عکس ها ” یا همان “آلبوم عکس ها ” کاربر می تواند دیگر تصاویر مربوط به خود را از دید شما پنهان کرده و آنها را تنها برای دوستان یا برخی از آنها به نمایش بگذارد.

نکته قابل توجه این است که عکس نمایه بسیاری از کاربران خانم در ایران، عکس هایی بدون پوشش و حجاب و بعضا با لباس های عجیب است. در برخی مواقع با مشاهده این عکس ها این سوال در ذهن ایجاد می شود که چرا برخی از مردم کشورمان در مواجهه با چنین پدیده ای به شکل منفعلانه برخورد کرده و به راحتی استحاله شوند؟ برای کسانی که با تصاویر عجیب و باورنکردنی از دوستانی مواجه می شوند که روزگاری محجبه بودند و اکنون با افتخار از گذاشتن عکسهای بدون حجاب شادمان هستند، این سوال پیش می آید که به راستی چه چیز موجب می شود تا افراد، بی حجابی، بی حیایی و بالاخره برهنگی خود را در فیس بوک به عنوان نمادی از متمدن بودن و متجدد بودن، فرض کنند.

اما یکی از امکانات مهمی که این سایت در اختیار کاربرانش قرار می دهد امکان ” انتخاب عکس ” و ” ایجاد یک ” آلبوم عکس ” برای نمایه خود می باشد. امکانی که موجب شد تا بسیاری از جوانان طوری رفتار کنند که گویا مهمترین دغدغه زندگی شان این است که عکس های جدیدتری داشته باشند و هر چند روز یک بار به تعویض عکس های خود بپردازند

اما تمام ماجرا به “عکس نمایه ” ختم نمی شود! در قسمت “آلبوم عکس ها ” نیز بسیاری از کاربران فیس بوک با قرار دادن عکس های خصوصی و خانوادگی خود در انظار عمومی به حریم شکنی می پردازند؛

این رفتار در برخی مواقع به گونه ای است که انگار به یک حرکت مطابق عرف تبدیل شده و عملی موجه محسوب می شود به طوریکه ممکناست شما عکس های خانوادگی دوستان و اقوام خود را با پوششی متفاوت و البته نامناسب ببینید که برایتان باور کردنی نیست!

جالب اینجاست که اغلب اعضای فیس بوک می دانند که عکس نمایه آنها برای هرکسی که بخواهد، قابل رویت است و اتفاقا به همین خاطر در قراردادن عکسی مناسب،جذاب و جالب توجه به عنوان عکس نمایه، اصرار دارند.

به راستی چه چیز موجب از بین رفتن حرمت و حیا می شود؟ آیا نمی توان اینگونه فرض کرد که فیس بوک در میان انبوهی از اهداف متعددش، در این زمینه به هدف و نتیجه دلخواه رسیده است و موفق شده تا حیا و عفت را در میان افرادی که در جامعه مسلمان و شیعه زندگی می کنند، از میان ببرد؟

چطور با ناامیدی مقابله کنید

چطور با ناامیدی مقابله کنید



زندگی کامل نیست. همیشه طوفان‌ها می‌آیند و می‌روند.


احساس ناامیدی می‌کنید؟ به بالا نگاه کنید! خدا بزرگ است.

خداوند از روزهای سختی که برایمان بوجود می آید برای بیرون کشیدن ما از افسردگی و ناامیدی و قوی کردن ما استفاده می‌کند.

نباید دلسرد شوید. همیشه امید وجود دارد.

سختی‌ها معمولاً باعث می‌شوند احساس تنهایی کنیم.

آدمها هر روز با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شوند. در این زمانی که مشکلات اقتصادی زیادی وجود دارد، به ایمانتان تکیه کنید و بدانید که خداوند بزرگتر از آن سختی‌هایی است که برایتان پیش آمده است.

امید اعتمادی است که همه ما دوست داریم داشته باشیم.

اولین کاری که بعد از احساس ناامیدی انجام می‌دهید چیست؟
به زانو می‌افتید و دعا می‌کنید و حکمت خدا را طلب می‌کنید.
یا به رختخواب می‌افتید و آرزوی مرگ می‌کنید؟


وقتی ناامیدیم، داشتن امید کار سختی است


باید به نقطه‌ای در زندگیتان برسید که دیگر نتوانید ادامه دهید. گناهتان، گذشته‌تان، سختی‌ها و مشکلاتی که هر روز با آنها دست و پنجه نرم می‌کنید، ظاهرتان یا وضعیت زندگیتان. وقتی هیچوقت به آن نقطه نرسید که تغییرات مثبت در زندگیتان به یک انتخاب تبدیل شود، زندگیتان پوچ و بیهوده خواهد بود.

به یک بطری کوکاکولا نگاه کنید. نیمی از آن را بنوشید و بعد بگذارید زمین. نگاه کنید مایع درون آن چه می‌کند. تلاشی بیهوده دارد و به ناکجا می‌رود، مگراینکه محتوی بطری را بیرون بریزید. اما سر و صدا کرده و داخل محدوده ظرف می‌جوشد. هیچ هدفی جز مصرف شدن ندارد.

اگر به قدم زدن در جاده پهناور ناامیدی ادامه دهید، درست مثل محتوی آن بطری خواهید شد. مثل امید یک دیوانه برای فرار از تیمارستان و نداشتن قدرت لازم برای آن. باید اولین قدم به سمت آزادی را برداریم. باید از محیط ناامیدکننده اطرافتان پا را بیرون گذاشته و بقیه را به خدا بسپارید.

آدمها همیشه دور انتخاب‌ها، افسوس‌های گذشته و سختی‌هایی که برایشان پیش آمده می‌چرخند. روز به روز، محیط به دیوی برای آنها تبدیل می‌شود که ذهنشان را به اسارت می‌کشد. توانایی فرار ندارند. ناامیدند. احساس گم‌گشتگی کرده و تصور می‌کنند هیچکس دوستشان ندارد.

بعد در اوج سختی‌ها و مشکلات به سمت خدا فریاد می‌کشند که آنها را از این ناامیدی نجات دهد. امید اعتمادی در اعماق وجود ماست که قدرت لازم برای وارد عمل شدن و رسیدن به هدفمان را به ما می‌دهد.

ایمان یعنی اعتقاد به چیزی که قادر به دیدن آن نیستید. امید یعنی دوست داشته باشیم چیزی که ایمانمان می‌خواهد به ما نشان دهد را ببینیم. این دو در کنار هم هستند و نمی‌توان آنها را از هم جدا کرد.

من در شرایط سختی در زندگی خود قرار داشتم و دیگر قادر نبودم قدمی به جلو بردارم. قادر به تامین خود و خانواده‌ام نبودم. نه ماشینی داشتم، نه شغلی و نه پولی. از خجالت نمی‌توانستم سرم را بلند کنم. تابحال چنین شرایطی داشته‌اید؟ این یعنی فقر. این یعنی حتی برای کوچکترین نیازهای روزانه‌تان هم سختی بکشید.

و مسئله ناراحت‌کننده این است که خیلی‌ها حتی شرایطی بدتر از من داشتند. در زندگی به نقطه‌ای می‌رسیم که می‌توانیم تصمیم بگیریم جاده‌ای که پیش روی داریم را ادامه دهیم یا ایستاده و صبر کنیم. و مطمئناً وقتی ناامیدانه نیاز به کمک داریم، صبر کردن برای خدا بسیار سخت است.

خداوند راهی دارد که به ما نشان می‌دهد تا چه اندازه مهم هستیم. همه ما برای دلیلی به دنیا آمده‌ایم و سختی‌ها و ناامیدی‌هایی که برایمان پیش می‌آید اهمیتی ندارند.

شما بیهوده و بی‌دلیل برای گذراندن این زندگی کوتاه به دنیا نیامده‌اید.

منتظر ماندن برای خدا به معنی منفعل بودن نیست. به این معنی نیست که بیکار بایستید، به آسمان خیره شوید و منتظر یک میلیون دلاری باشید که خداوند از آن بالا برایتان می‌فرستد.

امید یک عمل است. اکر فقط یک جرقه از آن در روحتان وجود داشته باشد، خیلی زود ایمان صدایتان می‌کند که پایتان را بیرون گذاشته و کاری برای ناامیدی‌تان بکنید. خداوند در هر کدام از ما قوه درک و بصیرت قرار داده است. قدرتی درون ما قرار داده که باعث می‌شود بتوانیم دربرابر سختی‌ها بایستیم.

امیدتان را از دست ندهید. احساس ناامیدی کردن درد بزرگتری است تا قدم بیرون گذاشتن و با کمک ایمان به خدا کاری برای تغییر شرایط انجام دادن. خدا بزرگ است و شما را برای هدفی مهم خلق کرده است. اینطور به آن نگاه کنید، احساس ناامیدی کردن فقط شما را عقب می‌اندازد و در هم می‌شکند. پس بایستید، به بالا نگاه کنید و در دریای ناامیدی غرق نشوید. خدا بزرگ است و بیشتر اوقات او تنها کسی است که می‌توانید در زمان سختی‌ها برای کمک به سراغش بروید.

۱۰ باور نادرست پزشکی که از ذهن مردم بیرون نمی‌رود

۱۰ باور نادرست پزشکی که از ذهن مردم بیرون نمی‌رود

مقدمه

از توصیه‌هایی مثل نوشیدن هشت لیوان آب در روز تا هشدارهایی مثل در خانه ماندن  در فصل سرما هنگام بیماری، بعضی باورهای متداول پزشکی باوجود اینکه بارها و بارها نادرستی‌شان تایید شده است اما در بین عموم باقی می‌مانند. در زیر به ۱۰ مورد از آنها اشاره می‌کنیم.

باور ۱: واکسن‌ها ممکن است موجب بروز آنفولانزا (و اوتیسم) شوند.

بااینکه بدن ممکن است با یک تب خفیف به همه واکسن‌ها واکنش دهد اما این شایعات که واکسن آنفولانزا باعث ابتلا به آنفولانزا می‌شود کاملاً نادرست است. درست است که این واکسن حاوی ویروس‌های مرده آنفولانزا است اما این ویروس‌ها مرده هستند. یک ویروس مرده نمی تواند موجب ابتلا به آنفولانزا شود. درمورد اینکه واکسن‌ها موجب ابتلا به اوتیسم می‌شوند هم باید گفت که این شایعه در سال ۱۹۹۸ توسط یک مقاله که در مجله “The Lancet” به چاپ رسید، پخش شد. در این مقاله، والدین هشت کودک مبتلا به اوتیسم عنوان کرده بودند که تصور می‌کنند فرزندانشان بعد از زدن واکسن سرخک و سرخجه به این مشکل مبتلا شده‌اند. ارتباط بین این دو خیلی زود با علت جایگزین شد و از آن زمان باوجود تحقیقات بیشمار که هیچ ارتباطی بین این واکسن‌ها و بالا بردن احتمال ابتلا به اوتیسم پیدا نکردند، این شایعات همه جا پراکنده شد. متاسفانه، بقای این باور نادرست زمان و هزینه زیادی را که می‌توانست در جهت تحقیقات مربوط به اوتیسم صرف شود، برای اثبات دوباره و دوباره اینکه واکسیناسیون موجب ابتلا به آن نمی‌شود تلف می‌کند.

باور ۲: مکمل‌های غذایی همیشه سلامت شما را ارتقاء می‌بخشند.


تحقیقات مختلفی به اثبات می‌رسانند که مکمل‌های ویتامینه نه‌تنها ممکن است بی‌تاثیر باشند، بلکه می‌توانند خطراتی نیز به دنبال داشته باشند. بعنوان مثال، افرادیکه ویتامین C و E مصرف می‌کنند، ممکن است خود را در معرض ابتلا به سرطان  قرار دهند زیرا مقدار زیاد از این آنتی‌اکسیدان‌ها ممکن است موجب اختلالات ژنتیکی شود. به همین ترتیب، در یک تحقیق دیگر مشخص شد که مکمل‌های روغن ماهی با سرطان در موش‌ها مرتبط است. FDA به اندازه داروها برای مکمل‌های غذایی هم قوانین ندارد به همین دلیل درمورد ایمنی بسیاری از مکمل‌ها تحقیق نشده است. علاوه‌براین، ممکن است ادعاهای تاییدنشده‌ای روی برچسب ظرف این مکمل‌ها نوشته شده باشد و حتی ممکن است دوز مصرفی نیز نادرست توصیه شده باشد. اما اگر این ویتامین‌ها و ترکیبات از موادغذایی طبیعی دریافت شوند نه قرص و مکمل، نیازی به نگرانی برای مصرف دوز بالا نیست.

باور ۳: هوای سرد باعث مریض شدنتان می‌شود.

این باور در سراسر جهان متداول است اما کاملاً اشتباه است. تحقیقات نشان داده است که بیشتر علائم سرماخوردگی--چه واقعی و چه تصوری--در زمانی که سردمان است احساس می‌شود اما این درجه هوا نیست که ما را در مقابل ویروس‌ها آسیب‌پذیرتر می‌کند. از سال ۱۹۶۸ که تحقیقی در مجله پزشکی نیوانگلند به چاپ رسید، مشخص شد که وقتی محققان افراد سرمایی را در معرض rhinovirus، یکی از متداول‌ترین ویروس‌های سرماخورگی، قرار دادند چه اتفاقی افتاد. نتیجه‌ها نشان داد که افراد در هوای سرد نسبت به زمان‌هایی که در دماهای متعادل‌ترین هستند، احتمال بیشتری برای ابتلا به سرماخوردگی ندارند. و اگر سرماخورده باشید، هیچ دلیلی ندارد که نتوانید بیرون در هوای سرد بروید. بااینکه استراحت در این زمان بسیار عالی است اما هوای سرد تفاوتی در سرعت بهبودی شما ایجاد نمی‌کند. درواقع، بااینکه تحقیقات در این زمینه در مراحل ابتدایی است، اما این امکان وجود دارد که قرارگیری در معرض هوای سرد می‌تواند حتی به بدنتان کمک کند. برخی دانشمندان حدس می‌زنند که سرماخوردگی به این دلیل در ماه‌های سرد بیشتر اتفاق می‌افتد که افراد بیشتر در داخل خانه و فضاهای سربسته می‌مانند، بیشتر با هم در ارتباط نزدیک هستند و میکروب‌ها فرصت بیشتری برای پراکنده‌ شدن دارند.

باور ۴: ما فقط از ۱۰ درصد مغز خود استفاده می‌کنیم.

از سال ۱۹۰۷ تا بحال سخنرانان انگیزشی و گروه‌های خودیاری از این نکته برای تشویق مردم به استفاده از قابلیت‌های خود استفاده می‌کردند. اما هیچیک از این افراد نمی‌توانستند ادعای خود را از نظر علمی نیز ثابت کنند. امروز می‌توان با استفاده از دستگاه‌های تصویربرداری پیشرفته، به هر قسمت از مغز که بخواهیم نگاه کنیم و در هر زمان که می‌خواهیم مقدار فعالیت مغز را بررسی کرده و به این باور بخندیم. اما چرا این باور نادرست هنوز بین مردم وجود دارد؟ شاید از آن خوشمان می‌آید. احتمالاً می‌خواهیم فکر کنیم که از همه قدرتمان استفاده نکرده‌ایم.

باور ۵: قند، بچه‌ها را شیطان می‌کند.

به ندرت می‌توان پدر یا مادری را پیدا کرد که به این باور اعتقاد نداشته باشد. در یک تحقیق هوشمندانه جدید به بچه‌ها غذای شیرین‌شده با آسپارتام دادند که ترکیبی بدون قند است. محققان به نیمی از والدین گفتند که این غذا حاوی قند است و به نیمی دیگر واقعیت را گفتند. والدینی که تصور می‌کردند بچه‌هایشان غذای حاوی قند مصرف کرده‌اند گزارش دادند که آنها غیرقابل‌کنترل و بسیار فعال شده‌اند. اما یک سنسور روی مچ این بچه‌ها که سطح فعالیت آنها را اندازه‌گیری می‌کند، خلاف این را نشان می‌داد: بچه‌ها کاملاً طبیعی رفتار می‌کردند. قندیجات معمولاً زمانی به بچه‌ها داده می‌شود که قوانین شل‌تر هستند و بچه‌های دیگری هم در آن اطراف هستند--مثل جشن‌های تولد و تعطیلات. ممکن است این دلیل نشر این باور نادرست میان عموم بوده باشد.

باور ۶: اگر دچار صدمه‌ای شدید که موجب بیهوشی شد، باید سعی کنید بیدار بمانید.


این صدمات و غش کردن‌ها بسیار اتفاق می‌افتد و بااینکه همیشه نیاز به توجه پزشکی برای آن است، معمولاً چندان جدی و خطرناک نیستند. هشدار برای بیدار ماندن بعد از بیهوشی و غش معمولاً از یک سوءتعبیر درمورد یک نوع آسیب‌ خاص به سر ناشی می‌شود--نوعی که موجب خونریزی مغزی می‌شود-- که موجب کما یا بدتر از آن می‌شود. اما این اتفاق بسیار نادر است و درمورد افرادی که دچار بیهوشی‌های معمولی می‌شوند صدق نمی‌کند. اگر توسط پزشک معاینه شدید و نظر او این بود که دچار یک بیهوش یا غش عادی و خفیف بوده‌اید، نیازی به نگرانی نیست.

باور ۷: آدامس تا ۷ سال در معده‌ می‌ماند.

بااینکه درست است که بسیاری ترکیبات موجود در آدامس مثل الاستومرها، رزین و موم قابل‌هضم نیستند، اما این به آن معنا نیست که تا آخر عمر در شکمتان می‌ماند. بیشتر آنچه می‌خوریم--حتی چیزهایی که توصیه می‌شود مصرف کنیم مثل فیبر--قابل‌هضم نیستند. اما دستگاه گوارش یک ماشین ارگانیک قوی است که هر چیزی که قادر به جذب آن نباشد، رد می‌کند. باوجود چسبندگی آدامس، این ماده مستقیم از دستگاه گوارشتان رد شده از بدنتان دفع می‌شود.

باور ۸: مطالعه در تاریکی یا بیش از اندازه نزدیک نشستن به تلویزیون، بینایی‌تان را ضعیف می‌کند.


نور کم یا زیاد، خیره شدن به تلویزیون از فاصله نزدیک بی‌شک باعث می‌شود جشمانتان بیشتر کار کرده و اذیت شود اما هیچ سند و مدرکی ثابت نمی‌کند که این کارها می‌تواند تخریب طولانی‌مدت برای چشمانتان ایجاد کند. باور نادرست درمورد تلویزیون از دهه شصت شروع شد و در آن زمان ممکن است درست بوده باشد. برخی از تلویزیون‌‌های رنگی در آن زمان تشعشعات زیادی ساتع کرده که می‌توانست موجب آسیب رسیدن به چشم شود اما این مشکل دیرزمانی است برطرف شده و تلویزون ها و مانتیورهای امروزی تقریبا بی خطرند. اگر تمایل دارید برای تماشای تلویزون خیلی نزدیک به صفحه نمایش بنشینید، ممکن است لازم باشد برای تشخیص نزدیک بینی چشمهایتان نزد ‌پزشک بروید اما نزدیک تلویزیون نشستن شما را عینی نمی‌کند.

باور ۹: باید در روز حداقل ۸ لیوان آب بنوشید.

به طور کلی، بدن ما معمولاً کم‌آب نیست و به خوبی می‌تواند سطح آب داخل خود را تنظیم کند. باور ۸ لیوان آب در روز از سال ۱۹۴۵ شروع شد که هیئت تغذیه شورای ملی تحقیقات امریکا عنوان کرد افراد بزرگسال باید در روز دو و نیم لیتر آب مصرف کنند (تقریباً برابر با ۸ لیوان). البته رسانه‌ها فقط به گزارش همین جمله اکتفا کردند اما این هیئت در ادامه توضیح می‌دهد که بیشتر این دو و نیم لیتر از موادغذایی تامین می‌شود. این توصیه باید به این شکل تغییر کند: حدود هشت لیوان آب در روز بخورید یا بیاشامید.

باور ۱۰: تا یک ساعت قبل از شنا کردن نباید غذا بخورید.


این باور نادرست احتمالاً بسیاری از بعدازظهرهای تابستان شما را خراب کرده است. اما واقعیت این است که هیچ دلیلی ندارد که بعد از غذا خوردن شنا نکنید. درست است که هر نوع فعالیت شدید بعد از غذا خوردن می‌تواند ایجاد ناراحتی کند (بااینکه خطرناک نیست) اما برای اکثر ما جای نگرانی وجود ندارد. و دل‌درد هر زمانی ممکن است اتفاق بیفتد، چه غذا خورده باشید چه نخورده باشید.  

خانم‌ها: از متعهد شدن می‌ترسید؟

خانم‌ها: از متعهد شدن می‌ترسید؟


آیا از متعهد شدن ترس دارید؟ خیلی از خانم‌ها مثل شما هستند. این می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد، از ترس‌های کودکی گرفته تا تجربیات بزرگسالی. ترس از متعهد شدن لزوماً به این معنا نیست که نیاز به کمک حرفه‌ای دارید بلکه نشانه این است که باید دیدگاه‌های خودتان را درمورد روابط ارزیابی کنید تا ببینید چه چیز جلوی شما را می‌گیرد و نمی‌گذارد وابستگی دائمی ایجاد کنید. برای غلبه بر این مشکلات، این ۱۰ نکته را بخوانید تا ببینید مشکل شما کدامیک از اینهاست.


۱. روابط زیادی را دیده‌اید که برهم خورده است.

آیا والدینتان از هم طلاق گرفته‌اند؟ شاید دوستان زیادی داشته باشید که روابطشان برهم خورده  و بخاطر آن سختی و درد زیادی را متحمل شده‌اند. اگر اینطور است، ترس شما از متعهد شدن در روابط قابل درک است. با شاهد مشکلات احساسی دیگران بودن می‌فهمید که چه زمان‌هایی ممکن است رابطه دچار مشکل شود.

به جای اینکه روی روابط شکست‌خورده اطرافتان تمرکز کنید، به زوج‌های موفقی که می‌شناسید دقت کنید تا ببینید آنها برای شاد و خوشبخت زندگی کردن کنار هم چه می‌کنند.

۲. آشنایان و دوستان نزدیک از زندگی مجردی لذت می‌برند.

با روی کار آمدن فمینیسم، مجرد ماندن دخترها و بالا رفتن سن ازدواج آنها افزایش یافت و زنان زیادی انتخاب می‌کنند که تا زمان ازدواج خود، البته اگر ازدواج کنند، زندگی مجردی خوب و کارآمدی داشته باشند. زنان مجرد هیچوقت فرصت‌های بیشتری نداشته‌اند مخصوصاً با فرصت‌های شغلی بیشتری که این روزها در اختیارشان است.

اگر انتخاب می‌کنید که مجرد بمانید، از برقراری ارتباط نزدیک با مردانی که قصد ازدواج در آینده دارند خودداری کنید.

فقط مطمئن شوید که انتخاب شما برای مجرد بودن نتیجه سلیقه و اولویت‌دهی شخصی شماست نه ترس از متعهد شدن.

۳. از شکست فردی ترس دارید.

شاید به این دلیل از متعهد شدن می‌ترسید که مهارت‌های ارتباط طولانی‌مدت مثل صبر، حوصله و فداکاری را در خود نمی‌بینید. شاید غذا پختن و تمیزکاری خانه را بلد نیستید و از این می‌ترسید که طرف‌مقابلتان را در زندگی زناشویی ناامید کنید. به خاطر داشته باشید که هر فرد توانایی‌های خاص خود را دارد و افراد مختلف به توانایی‌های مختلفی ارزش می‌گذارند.

روابط طولانی زمانی موفق می‌شوند که افراد به یکدیگر برای آنچه که هستند ارزش بگذارند. همچنین می‌توانید وقت بگذارید و مهارت‌های جدیدی را یاد بگیرید و از زنانی که ازدواج‌های موفقی دارند کمک بگیرید تا اعتماد‌به‌نفس لازم برای غلبه بر ترس از متعهد شدن را به شما بدهند.

۴. از ناامیدی یا سرخوردگی می‌ترسید.

وقتی به سالهای آینده یک ازدواج فکر می‌کنید، ممکن است نگران شوید که ازدواجتان انتظاراتتان را برآورده نکرده و آنی نباشد که می‌خواستید. البته این تاحدی درست است. ممکن است یک روز از کنار یک مرد شکم‌گنده از خواب بیدار شوید که جواب حرف‌هایتان را به جای قربان‌صدقه با بی‌حوصلگی می‌دهد. همچنین ممکن است مثل قبل دیگر به شما توجه نداشته باشد.

اما وقتی آن روز می‌رسد، همانطور که برای همه زوج‌ها پیش می‌آید، به خودتان یادآور شوید که چرا با این مرد ازدواج کردید و افکاری که بیشترین ترس از متعهد شدن را برایتان آورده است را سرکوب کنید.

به خاطر داشته باشید که صداقت و حرف زدن می‌تواند ترس از سرخوردگی و ناامیدی را از بین برده و بدانید که همه زندگی‌ها بالا و پایین دارند.

۵. در گذشته شکست در رابطه را تجربه کرده‌اید.

مسائل و مشکلات مربوط به متعهد شدن بعد از یک رابطه شکست‌خورده بیشتر می‌شود. ازآنجاکه خانم‌های بسیاری بیش از یک بار در روابط خود شکست می‌خورند، نگرانی آنها از متعهد شدن بالاتر می‌رود.

به جای اینکه به متعهد شدن به عنوان یک رفتار جمعی، سعی کنید هر رابطه را به شکل فردی و خاص نگاه کنید. از خودتان بپرسید چرا روابط سابقتان شکست خوردند و ببینید در آینده چه کارهای متفاوتی می‌توانید انجام دهید.

با این خودآگاهی در وضعیت بهتری برای ارزیابی مردهایی که وارد زندگیتان می‌شوند خواهید داشت و خواهید توانست تعهد طولانی‌مدت ایجاد کنید.

۶. نمی‌دانید چطور دوام یک رابطه را حفظ کنید.

حتی زنان بسیار خوش‌بین و بااعتماد‌به‌نفس هم در یک رابطه ایدآل نگرانی‌هایی برای دوام بخشیدن به رابطه خود دارند. در نامعلومی و بلاتکلیفی دنیای امروز، با زوال ارزش‌ها و جدایی خانواده‌ها، به نظر نمی‌رسد روش مطمئنی برای حفظ دوام ازدواج وجود داشته باشد. به همین دلیل است که ارتباط و گفتگو بین زوج ضروری و حیاتی است. هر دو طرف باید با هم هماهنگ باشند تا بفهمند چه اتفاقاتی می‌افتد و اصلاحات لازم را انجام دهند. اگر ارتباط کلامی دو طرف از بین برود، نخواهید دانست چه باید بکنید.

۷. مطمئن نیستید او همانی است که می‌خواهید.

اگر دوست دارید بدون اینکه برای همیشه متعهد شوید، رابطه‌ای بادوام داشته باشید، ممکن است لازم باشد درمورد مشکلتان برای متعهد شدن با یک مشاور صحبت کنید.

اگر کسی که می‌خواهید باقی عمرتان را با او بگذرانید پیدا نکرده‌اید، از خودتان سوال کنید شاید توقعات و انتظاراتتان خیلی بالا باشد. آیا در جای نادرست به دنبال آدم درست هستید؟ آیا با کسانی ارتباط برقرار می‌کنید که هدفشان از آشنایی متفاوت با شماست؟ هرکدام از این دلایل ممکن است باعث شود فکر کنید نمی‌توانید به مرد زندگیتان متعهد شوید.

۸. نمی‌خواهید اعضای خانواده را ناامید کنید.

یکی دیگر از دلایل ترس از متعهد شدن در روابط، داشتن والدین پرتوقع است  که انتظار دارند جراح مغز و اعصاب شوید یا با رئیس‌جمهور بعدی امریکا ازدواج کنید.
اگر از ازدواج قبلی خود بچه دارید، ممکن است نگران واکنش آنها به ناپدری خود باشید. ممکن است هم هست بدون ارزیابی نیازهای احساسی خود و میزان آمادگی‌تان برای ازدواج، با یکی از دخترخاله‌ها یا دخترعموها برای ازدواج کردن وارد رقابت شده‌اید.

بااینکه نگرانی درمورد فرزندان شوهر سابقتان در رابطه با فرد کنونی اهمیت زیادی داشته   و منطقی است، خودداری از متعهد شدن برای خوشحال نگه داشتن بقیه به این معنی است که معیار اشتباهی برای داشتن یک رابطه موفق دارید. وقت بگذارید و به این فکر کنید که به جای نیازهای دیگران چه چیزی برای خودتان بهتر است.

۹. می‌خواهید برای لذت بردن از خوشی‌های زندگی مجرد بمانید.

اگر زندگی راحت  و ‌آرامی دارید و نمی‌خواهید آن را با نگرانی‌های رابطه خراب کنید که تا حدی قابل درک است.

آیا می‌خواهید تا پایان عمرتان مجرد بمانید؟ آیا از مسئولیت‌های ازدواج هراس دارید؟ با مسائل و مشکلاتی نظیر این باید روبه‌رو شوید تا مطمئن شوید به تعهد نگاهی سالم دارید.

برخلاف این، اگر سبک زندگیتان دیوانه‌وار وحشیانه است و نمی‌توانید محدود شدن ازدواج را بپذیرید، پس احتمالاً برای متعهد شدن آماده نیستید.
به خودتان زمان بدهید تا به دلایل واقعی اینکه چرا باتوجه به سبک زندگیتان و اهداف آینده‌تان از متعهد شدن می‌ترسید، فکر کنید.

۱۰. تصور می‌کنید تعهد عشق رابطه را از بین می‌برد.


عشق مسئله‌ای ظریف و حساس است و باید از آن مراقبت شود. بااینکه زندگی واقعی چهره خود را بعد از ازدواج نشان می‌دهد و پیدا کردن وقت برای صمیمت و لحظات دونفره را سخت می‌کند، زوج‌ها اگر می‌خواهند رابطه‌شان همیشگی شود، باید بالاترین اولویت را به رابطه‌شان بدهند.

زوج‌های مسن‌تر ادعا می‌کنند که روابط عاشقانه باثباتی که در طولانی مدت ساخته شده‌اند بسیار عمیق‌تر و پرمعنی‌تر از عشق پرهیجانی است که رابطه با آن آغاز شده است. اجازه بدهید عشقتان رشد کنند.


تعداد مجردهایی که از متعهد شدن ترس دارند بنا به دلایل مختلف بالا رفته است. اگر شما هم از ایندسته افراد هستید، الان وقتش رسیده است که دلایل الگوهای روابطتان را بررسی کرده و ببینید چطور می‌توانید برای غلبه بر ترس از متعهد شدن در خودتان ایجاد تغییر کنید.

چطور بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم احترام دیگران را جلب کنیم

چطور بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم احترام دیگران را جلب کنیم

حتماً تابحال شنیده‌اید که می‌گویند برای به دست آوردن احترام باید به دیگران احترام بگذارید.


کاملاً درست است اما لزوماً نه به آن شکلی که شما فکر می‌کنید. بااینکه خیلی مهم است که به دیگران احترام بگذارید، این راه قطعی و تعیین‌کننده برای اینکه آنها هم حتماً به شما احترام بگذارند نیست.

درمورد احترام، همه چیز از خودتان شروع می‌شود.

اگر شما به خودتان احترام نگذارید، هیچکس دیگر این کار را نخواهد کرد.

چرا احترام به خود تا این اندازه مهم است

احترام به خود پایه و اساس داشتن یک زندگی توام با کمال و احترام است. اگر واقعاً خودتان را دوست نداشته باشید و به عنوان یک انسان به خودتان احترام نگذارید، چطور می توانید جرات کنید از ایده‌ها و اعتقاداتتان حمایت کنید یا مرزهای خود را به دیگران گوشزد نمایید؟

حتی آدم‌های خیلی مهربان هم نمی‌توانند با کسانیکه علاقه و احترامی برای خود قائل نیستند همدردی کنند.

چطور به خودتان احترام بگذارید

احترام به خود، درک وقار و ارزش ذاتی خودتان است. شایان ذکر است که این به داشتن هیچ توانایی یا رسیدن به هیچ موفقیتی بستگی ندارد: هر انسانی در این کره خاکی محترم به دنیا آمده است. اما در عمل این احترام همیشه به همه افراد داده نمی‌شود اما خیلی مهم است که بدانید برای احترام به خود نیاز به رسیدن به هیچ ایدآل خاصی نیست.

اگر تصور می‌کنید که به اندازه کافی به خودتان احترام نمی‌گذارید، راه‌هایی هست که بتوانید آن را تقویت کنید.

• مرزهایی سالم تعیین کنید. به خودتان اجازه ندهید از احساس دیگران نسبت به خودتان سوءاستفاده کرده یا میزان احترام به خودتان را بر مبنای آن پایه‌گذاری کنید.
• از خودتان خوب مراقبت کنید. یک رژیم‌غذایی سالم داشته باشید، ورزش کنید و از الکل و سایر مواد مشابه دوری کنید.
• در فعالیت‌هایی شرکت کنید که اعتمادبه‌نفستان را بالا می‌برد. این می‌تواند یک سرگرمی، ورزش، سازمان اجتماعی، داوطلب شدن برای کارهای خیر و از این قبیل باشد. هر چیزی که باعث شود حس خوبی نسبت به خودتان پیدا کنید مناسب است.
• تمرین کنید خودتان را آدم باارزشی ببینید. در آینه به خودتان نگاه کنید و به خودتان بگویید که همانطور که هستید دوستتان دارند.
• اطرافتان را با افراد مثبت پر کنید و با دیگران با احترام برخورد کنید. کسانیکه اعتمادبه‌نفس پایینی دارند و برای خود احترام قائل نیستند، معمولاً به شما هم جذب می‌شوند و گروهی منفی را تشکیل می‌دهند. معمولاً اولین قدم این است که بفهمید دیگران می‌توانند دوستتان داشته باشند و دارند. وقتی به خودتان احترام بگذارید، متوجه می‌شوید که به دست آوردن احترام دیگران آسان‌تر می‌شود. و حتی در موقعیت‌هایی که احترامی که باید را دریافت نکردید، یک احساس درونی احترام خواهید داشت که شأن و منزلت شما را حفظ خواهد کرد.

به دست آوردن احترام دیگران

بااینکه درست است که همه انسان‌ها محترم به دنیا آمده‌اند اما کسانی هستند که از این قاعده مستثنی می باشند و احترام بیشتری را به خود جلب می‌کنند. دلیل آن می‌تواند موفقیت‌های آنها، توانایی‌های ذاتی‌، زیبایی و یا قهرمان بودنشان باشد.

برای اینکه احترام دیگران را جلب کنید لازم نیست در دنیا معروف و مشهور باشید. در محافل کوچک‌تر هم کسانی هستند که دیگران برای آنها احترام ویژه‌ای قائلند. این در محدوده قدرت شماست که به یکی از این افراد تبدیل شوید. در زیر به چند راه برای آن اشاره می‌کنیم:

• با اعتمادبه‌نفس راه بروید. درست است. وقتی دیگران اعتمادبه‌نفس ما را ببینند تصور خواهند کرد که افراد موفقی هستیم.
• با همه با مهربانی و درستی رفتار کنید.
• اما مرزهایی بگذارید و اجازه ندهید دیگران هر رفتاری با شما داشته باشند.
• با درستی و صداقت رفتار کنید.
• یاد بگیرید چطور با خونسردی با استرس برخورد کنید.
• همیشه بخندید و لبخند بزنید.
• سخاوتمند باشید.
• افکارتان را مطرح کنید.
• به کمک محرومان و نیازمندان بروید.
• قاطع اما عادل باشید.
• با روشنفکری انتقاد را بپذیرید.
• دربرابر میل به گارد گرفتن در برابر دیگران مقاومت کنید.
• ضعف‌هایتان را بپذیرید.
• به موفقیت‌هایتان افتخار کنید.
• هر کاری که می‌کنید را با عشق و علاقه قلبی انجام دهید.

همه آدمها به دنبال احترام هم‌نوعانشان هستند؛ این مسئله کاملاً ذاتی است. وقتی حس می‌کنیم هیچکس به ما احترام نمی‌گذارد، خیلی سخت است که مثبت و موفق باشیم. وقتی ما به خودمان احترام نگذاریم، طوری رفتار خواهیم کرد که با خواست و علایقمان همخوانی ندارد.

احترام گذاشتن به خود و جلب احترام دیگران به داشتن یک زندگی شاد و سالم کمک می‌کند.

راه های مهربانی بیشتر


۱۰۰ ایده برای مهربانی

اگر می‌خواهید به دیگران مهربانی کنید اما راهش را نمی‌دانید، ۱۰۰ راه برای مهربانی کردن به شما پیشنهاد می‌دهیم:

۱. برای کارگران محل شیرینی تازه ببرید.
۲. برای بانک‌های غذایی مخصوص کمک به نیازمندان، موادغذایی جمع‌آوری کنید.
۳. با خودتان گل به محل‌کار ببرید و آن را بین همکارانتان تقسیم کنید.
۴. از گل‌فروشی محل بخواهید که آسایشگاه سالمندانی که می‌شناسید را با گل تزئین کند.
۵. هزینه تحصیل یک دانش‌آموز نیازمند را بر عهده گرفته و هرازچندگاهی پیشرفت درسی او را کنترل کنید.
۶. برای آموزش و تدریس در مدارس دولتی داوطلب شوید.
۷. به یک نیازمند کمک کنید. همه توجه‌تان را به او داده و خوب به دردودل او گوش دهید.
۸. تاجران می‌توانند درصدی از درامد روزانه‌شان را صرف یک جنبش مردمی کنند.
۹. برای همکارانتان یک غذا یا تنقلات خوشمزه ببرید.
۱۰. دانش‌آموزان می‌توانند برای تمیز کردن کلاس و مدرسه به نظافتچی مدرسه کمک کنند.
۱۱. برای یک غریبه یک پیتزا بخرید.
۱۲. بین بچه‌های محل آب‌نبات پخش کنید.
۱۳. به آسایشگاه سالمندان سر زده و برایشان میوه و شیرینی ببرید.
۱۴. چند ساعت از وقتتان را گذاشته و بچه یکی از آشنایان را نگه دارید تا والدین او به کارهایشان برسند.
۱۵. روی برگه‌هایی جملات انرژی‌بخش بنویسید و زیر برف‌پاک‌کن ماشین‌ها بگذارید.
۱۶.یک روز در ماه را در اداره یا محل‌کار روز نیکوکاری نام بگذارید و کمک‌های همه را برای نیازمندان جمع‌آوری کنید.
۱۷. به مشتریانتان برای رفع خستگی نوشیدنی تعارف کنید.
۱۸. مهمانی‌ بگیرید و از هر مهمان بخواهید که برای یکی دیگر از مهمانان هدیه‌ای خاص بیاورد.
۱۹. با تلفن زدن، فرستادن کارت، گل یا موادغذایی از محرومان یاد کنید.
۲۰. به دیدن دوستانتان که می‌روید، برایشان میوه تازه ببرید.
۲۱. حداقل روزی یکبار دیگران را تحسین کنید.
۲۲. به دیدن افراد بی‌خانمان بروید و احوالشان را جویا شوید.
۲۳. به رهگذران بادکنک بدهید.
۲۴. به موتوری‌ها نوشابه خنک دهید.
۲۵. همسایه خوبی باشید. هرازگاهی به دیدن همسایه‌هایتان بروید و برایشان شیرینی تازه ببرید.
۲۶. افراد پیاده‌ای که در مسیر می‌بینید را برسانید.
۲۷. برای مرتب کردن چمن‌های حیاط به همسایه‌تان کمک کنید.
۲۸. به هرکسی که در روز می‌بینید، یک حرف قشنگ بزنید.
۲۹. برای بچه‌های مدرسه نزدیک خانه‌تان تنقلات ببرید.
۳۰. در یک مرکز کمک‌رسانی برای کمک داوطلب شوید.
۳۱. در روزهای بارانی به کسانیکه می‌خواهند تا اتومبیل خود بروند چترتان را قرض بدهید.
۳۲. هدیه لبخندتان را به همه ارزانی کنید.
۳۳. یادداشتی به خانه بفرستید و والدینتان را از کارهای خوبتان مطلع کنید.
۳۴. یک کودک بی سرپرست را از مرکز‌های نگهداری کودکان به سرپرستی قبول کنید.
۳۵. برای حمل بار و بسته‌های خرید در فروشگاه و خیابان به دیگران کمک کنید.
۳۶. در کتابخانه‌ها یا کتابفروشی‌ها میزبان برنامه‌های خاص شوید.
۳۷. ۱۰ دقیقه از وقت خود را برای پاسخ دادن به تلفن‌های منشی محل‌کارتان اختصاص دهید تا بتواند کمی وقت آزاد داشته باشد.
۳۸. برای کتاب خواندن در کلاس برای بچه‌ها داوطلب شوید.
۳۹. برای معلم‌ها و اساتیدتان گل و یادداشت قدردانی ببرید.
۴۰.در محیط مدرسه، آسایشگاه‌ها و محیط‌های مشابه مهربانی کردن را رونق دهید.
۴۱. دوستی را در آغوش بگیرید.
۴۲. به فرزندانتان بگویید چرا دوستشان دارید.
۴۳. برای پدر یا مادرتان یادداشتی بنویسید و بگویید چرا اینقدر برایتان ارزش دارند.
۴۴. از یکی از دوستانتان تعریف کنید.
۴۵. یک یادداشت تشکر برای کسی بنویسید که به طریقی مثبت بر زندگیتان تاثیر گذاشته‌ است.
۴۶. به کسانیکه در راه رفتن به محل‌کارشان هستند چای تعارف کنید.
۴۷. به مراکز نگهداری از سالمندان بروید و برایشان وقت بگذارید.
۴۸. خون اهدا کنید.
۴۹. با لبخند، هدیه و گل به ملاقات بیماران در بیمارستان بروید.

# ۵۰. ۵۰ کار بعدی را امتحان کنید.

۵۱. در گلدان‌ها یا باغچه همسایه‌تان گل بکارید.
۵۲. جای پارکتان را به راننده‌ دیگری بدهید.
۵۳. به پیکی که برایتان چیزی آورده، یک خوردنی خوشمزه بدهید.
۵۴. رایگان ماشین دیگران را بشویید.
۵۵. برچسب‌هایی که دیوار همسایه را زشت کرده‌اند را تمیز کنید.
۵۶. به رئیستان بگویید که کار او عالی است.
۵۷. به کارمندانتان بگویید که چقدر از کارشان راضی هستید.   
۵۸. اجازه دهید کارمندانتان گاهی‌اوقات یک ساعت زودتر به خانه بروند.
۵۹. با دوستانتان برای تمیز کردن و پاکسازی فضاهای سبز بروید.
۶۰.از راننده تاکسی یا اتوبوس برای رانندگی خوبش تشکر کنید.
۶۱. از همه کارمندان شرکتتان بخواهید که آن روز برای یکی از همکاران خود یک کار خوب انجام دهند.
۶۲. به یک غریبه بلیط تماشای مسابقه فوتبال یا کنسرت بدهید.
۶۳. به گارسن یک انعام فوق‌العاده بدهید.
۶۴. برای پلیس یا ماموران آتش‌نشانی کیک یا پیراشکی ببرید.
۶۵. در را برای دیگران باز کنید.
۶۶. پول غذای فرد پشت سرتان در صف را بپردازید.
۶۷. به رئیس کسی که کمکتان کرده نامه‌ای بنویسید و از کارمند او تعریف کنید.
۶۸.یک دسته گل روی میز یکی از همکارتان بگذارید که رابطه چندان خوبی با او ندارید.
۶۹. با یکی از اعضای خانواده که جدا زندگی می‌کند تماس بگیرید و حال او را جویا شوید.
۷۰. برای انجام تعمیرات فرد سالخورده‌ای که تنها زندگی می‌کند، داوطلب شوید.
۷۱. پول بلیط فردی که پشت سرتان در صف سینما ایستاده است را پرداخت کنید.
۷۲. برای بچه‌های مهدکودک نزدیک خانه‌تان اسباب‌بازی ببرید.
۷۳. برای پیک‌های ارسال غذا گل ببرید تا همراه غذا به در خانه افراد ببرند.
۷۴. هر چند وقت یکبار همه دوستانتان را دور هم جمع کنید و سوپرایزی که باعث خوشحالی هرکدام می‌شود، به آنها اهدا کنید.
۷۵. با دانش‌آموزی که تازه به مدرسه‌تان وارد شده یا یک همکار تازه‌وارد دوست شوید.
۷۶. با فرستادن یک ایمیل یا یک هدیه کوچک برای یکی از دوستانتان که خیلی وقت است با او در تماس نیستید، دوستی را تازه کنید.
۷۷. برای یک هفته، هر حرکت سخاوتمندانه‌ای که به فکرتان می‌رسد را انجام دهید و آخر هفته نتیجه آن را روی خودتان ارزیابی کنید.
۷۸. پیشنهاد دهید که سبد یا چرخ خرید را برای یک نفر که خریدهای خود را در ماشین گذاشته است به فروشگاه برگردانید.
۷۹. فرد جدیدی را به شام دعوت کنید.
۸۰. به بچه‌هایی که در طول روز می‌بینید کاغذرنگی برای درست کردن کاردستی بدهید.
۸۱. یک کارت تشکر و قدردانی بنویسید و به طور خاص از فرد مورد نظرتان تشکر کنید.
۸۲. بگذارید اول نفر پشت سرتان در صف خرید کارش را انجام دهد.
۸۳. وقتی راننده‌ها می‌خواهند از شما سبقت بگیرند یا جلویتان بیایند، با لبخند یا تکان دادن دست به آنها اجازه دهید.
۸۴.برای بچه‌هایی که در خیابان مشغول فوتبال بازی کردن هستند، نوشیدنی خنک ببرید.
۸۵. صفحات وب‌سایت‌هایی درمورد مهربانی که می‌شناسید را به دیگران معرفی کنید.
۸۶. به کمک یک کودک برای پرنده‌ها آشیانه بسازید.
۸۷. به فردی بی‌خانمان یک سبد موادغذایی اهدا کنید.
۸۸. بلند‌بلند بخندید و لبخندتان را سخاوتمندانه تقسیم کنید.
۸۹. جلوی در خانه‌تان یک درخت بکارید.
۹۰. لیستی از کارهایی که می‌توانید برای رواج مهربانی در دنیا انجام دهید، تهیه کرده و از دوستی بخواهید که او هم این کار را بکند. بعد لیست‌هایتان را با هم تعویض کرده و هر ماه یکی از آن کارها را انجام دهید.
۹۱. یک دوربین فوری برداشته، به سطح شهر بروید، از مردم عکس گرفته و عکسشان را به آنها بدهید.
۹۲. زباله‌های اطراف را جمع‌آوری کنید.
۹۳. به یکی از معلم‌های سابقتان نامه‌ای بفرستید و از آنها برای تغییری که در زندگیتان ایجاد کردند تشکر کنید.
۹۴. برای یکی از دوستانتان، به طور ناشناس هدیه بفرستید.
۹۵. لباس‌های اعضای خانواده را برایشان اتو بزنید.
۹۶. برای یک مدرسه یا موسسه آموزشی کتاب بخرید.
۹۷.یک چک با مبلغی که برایتان مقدور است، برای آشنایی بفرستید که می‌دانید مشکل مالی دارد.
۹۸. یکی از آشنایان را برای شام به رستوران دعوت کنید.
۹۹. به دوستتان پیشنهاد دهید که فرزندش را به کلاس رقص ببرید.
۱۰۰. یکی از دوستان قدیمی خود را پیدا کنید و با او قرار بگذارید.

دریافت خلافی ماشین و پرداخت راحت اون


من امتحان کردم ودرسته
حتما اينو همتون مي دونين كه اگر كد VIN ماشينتون رو (كد 17 رقمي اي كه پشت كارت ماشين به صورت عمودي درج شده) به شماره 30005151 پيامك كنيد مقدار و تعداد جريمه هاي رانندگيتون (خلافي!) رو براتون فوري مي فرسته. چيزي كه من نمي دونستم و امروز فهميدم اينه كه حالا اگر اعتراضي به مقدار جريمه نداريد و مي خواهيد زودتر پرداخت كنيد تا دوبرابر نشه و حوصله پليس +10 و گرفتن خلافي پرينت شده رو نداريد كافيه همون عمل را تكرار كنيد ولي اين بار يك * هم آخر 17 رقم اضافه كنيد. حالا شناسه ي قبض و شناسه ي پرداخت براتون مياد و مي تونين اينترنتي يا با ATM پرداخت كنيد.
بی انصاف ها نکته اش رو نمیگن که دفاتر خدماتی درآمدشون کم نشه. مملکته داریم؟ عوض اینکه سیستمهای خدماتی روز به روز بهتر بشه، هنوز هم این خدمات رو اینترنتی ارایه نمی کنن تا یه گروهی درآمد داشته باشن!
  لطفا اطلاع رسانی کنید